بسیج در پرتو ولایت


نقش بسیج در ترویج فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر

 

ضرورت توجه به احیای امر به معروف و نهی از منکر در بسیج

برای حفظ هر جامعه از فساد و انحراف و سقوط، نظارت همگانی و در بعضی از موارد، نظارت گروهی اشخاص لازم و ضروری است تا افراد صالح بر آن چه بر جامعه می گذارد، نظارت داشته باشند و جامعه و فرد را از «رفتن به سوی فساد و انحرافات» محفوظ نگاه دارند. بر اساس همین استدلال، از مهمترین و عظیم ترین فرایض و واجبات اسلامی امر به معروف و نهی از منکر است.
با استفاده از این مقدمه می توان به ضرورت ایجاد ابزارهای «مراقبت های اجتماعی غیر رسمی» اشاره داشت که در نظم بخشیدن به رفتارهای اجتماعی بسیار کارآمد و مؤثرند. این مراقبت ها صورت می گیرند تا افراد مطابق الگوهای رفتاری مطلوب جامعه عمل کنند و از الگوهای نامطلوب پرهیز کنند. اگر تأملی هر چند گذرا به این وظیفه خطیر داشته باشیم، به درستی در‌خواهیم یافت که نیروی توانمند بسیج نقش مهمی در ایجاد این مسئله دارد.
از آنجایی که بسیجی رهرو راه الهی است و پیام الهی را با مدد از سیره و بیان اهل‌بیت ازقرآن دریافت می کند و همواره در تلاش است تا وظیفه‌ی حساس اصلاح جامعه اسلامی را بر دوش بکشد و تمامی ملامت ها را با جان و دل پذیرا باشد. شاید اطاله‌ی کلام باشد که باز از وظیفه شناسی، ایثار و از خودگذشتگی بسیج در راه حفظ خط مشی ها و تداوم انقلاب سخن بگوئیم ولی درک بسیج از ضرورت سالم سازی جامعه اسلامی با انجام فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر علیرغم برخی بی مهری ها، از چنان ارزش و جایگاهی برخوردار است که اگر نگوییم بالاتر از فریضه جهاد مستقیم و حضور در میدان رزم است، قطعاً همسنگ چنین جایگاهی خواهد بود.
بسیج مملوّ از رفتارهایی است که وظیفه شناسی آحاد اعضای آن نسبت به انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، دستاوردهای درخشانی را برای جامعه انقلابی ایران رقم زده است.

ویژگیهای منحصر به فرد بسیج

بسیج از بدو تشکیل خود یکسری آرمانهایی را جستجو می کرده است و بر طبق همین آرمانها و ارزشها یکسری ویژگی های خاص خود را دارد که می تواند در احیای فرهنگ نورانی امر به معروف و نهی از منکر راهگشا باشد، لذا برای شناخت بهتر این ویژگیها به بیانات حضرت آیت الله مصباح یزدی در همین رابطه اشاره می کنیم:
« بسیج حرکتی است فراگیر در جامعه ، به سوی هدفی والا. مقصود از عبارت فوق ، بیان تعریفی جامع ، مانع و منطقی نیست. از این روی ، بهتر است ویژگیهای این مفهوم بازشناسی شود.
اولین ویژگی بسیج ، « حرکت » است. تفکر بسیجی با رکود و بی تحرکی تناسب ندارد.
دومین ویژگی اینکه حرکتی « سریع و توفنده » است.کسانی که در جامعه حرکتی کند دارند، هرچند ساکن نیستند بسیجی نیز به شمار نمی آیند.
ویژگی سوم حرکت بسیج ، « فراگیر و جمعی بودن » آن است. اگر فرد یا گروهی کوچک ، حرکتی سریع انجام دهند ، این حرکت بسیج نیست. بلکه بسیج یک حرکت سریع فراگیر در جامعه است.
ویژگی چهارمی که می توان در این مفهوم شناسایی کرد ، « هدفمندی و انگیزه داشتن » این حرکت است. حرکت بسیجی یک حرکت کور به سوی هدفی نامعین نیست بلکه حرکتی باانگیزه به سوی یک هدف مشخص و شناخته شده است. آخرین ویژگی ، « فداکاری » است. از بیانات آیت الله مصباح یزدی »
این ویژگی ها مطمئنا در نهادی مانند بسیج تنها جمع گشته است ولی قابل ذکر است که اگر بخواهیم از این نیروی ارزشمند استفاده کنیم باید در خود بسیج نیز یک بازنگری دیگری صورت پذیرد و آفات موجود که اهداف عالیه این نهاد مقدس را تحت الشعاع قرار می دهد را باید شناسایی نمود تا بتواند وظیفه های خود، از جمله احیای فرهنگ ارزشهای انقلاب مانند امر به معروف و نهی از منکر را ایفا نماید.

نقش بسیج در اجرای عملی امر به معروف و نهی از منکر

سومین مرحله از مراحل سه گانه امر به معروف و نهی از منکر را که اشاره می کنند، مرحله عمل و برخورد فیزیکی می باشد که خود دارای مراتبی است از جمله جدائی انداختن میان شخص و عمل ناروا ، ضرر زدن مالی و جانی ، این مرحله به جهت ظرافت و دقت خاصی که می طلبد ، باید با اذن فقیه جامع الشرائط و در زمان استقرار حکومت دینی با اجازه ولی فقیه و بازوان اجرایی وی صورت پذیرد. در این مرحله مهمترین مساله آن است که نخست مشخص گردد که چه نهادهایی متکلف این برخورد فیزیکی می باشند و ثانیا برای عدم تداخل وظایف هر یک از این نهادها و اساس، چارچوب قانون مشخص گردد.
آنچه که بصورت یک واقعیت در جامعه قابل لمس است این مسئله می باشد که بسیاری از نهادها ( دولتی و دینی ) وجود دارند که به نحوی در باب امر به معروف و نهی از منکر مدعی و دخیل اند این مسئله تنها به برخورد فیزیکی اختصاص ندارد بلکه در دو مرحله دیگر یعنی ( مرحله قلب و مرحله زبان ) نیز قابل مشاهده تر و عامه تر است. مانند بسیج ، ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر ، وزارت کشور ، وزارت اطلاعات ، نیروی انتظامی و هیئتهای مذهبی ، باید برای مشخص کردن منشاء جایگاه کارکردها و کارکردهای غالب هر یک از این نهادها ، تعیین نقاط اصطکاک ، همپوشانی ، تماس و نسبت آنها با یکدیگر ( مشروعیت ، اقتدار ، نفوذ ) و روشن سازی بحران ها و مشکلات آنها تحقیقی جامع صورت پذیرفته و نحوه دخالت و حد و حدود آن در باب امر به معروف و نهی از منکر خصوصا در باب برخورد فیزیکی مشخص گشته و بصورت قانون در آمده و این قانون یا قوانین در جامعه نهادینه شود.

اقدامات بسیج در احیای امر به معروف و نهی از منکر

« بسیج در راستای تحقق این فریضه مهم مبادرت به راه اندازی قرارگاه سیدالشهداء نموده است. البته این فعالیت در جهت اصلاح ارزشهاست و نباید خدای ناکرده عاملی در جهت رعب و دوری مردم مخصوصا جوانان نسبت به دین و ارزشهای اسلامی و طرد از پایگاه های بسیج و از اصل فرهنگ بسیج گردد.»
بر درک بهتر جایگاه بسیج به سخنان ارزشمند رئیس قوه قضائیه حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی در جایگاه ویژه و کارآمدی بسیج اشاره می کنیم: « ... هیچ تشکیلات و ساختار اجتماعی به این گستردگی و عظمت نداریم و هیچ تشکیلاتی هم به جز بسیج نمی تواند این میزان فراگیر باشد، بسیج برای حفظ ارزش ها و احیای ارزش های اسلامی است. بسیج می تواند نقش امر به معروف و نهی از منکر را به خوبی ایفا کند. امر به معروف و نهی از منکر هم به معنای امر و نهی کردن نیست زیرا ممکن است در شرایط و فضای جامعه برداشتهای نادرستی از این مساله صورت گیرد و تصور شود که منظور از امر به معروف و نهی از منکر، امر و نهی کردن است، منظور از امر به معروف و نهی از منکر احیای معروف و سالم سازی جامعه از منکرات است، لذا بسیج باید این هدف را دنبال کند. ساختار بسیج باید کم آسیب تر و مردمی تر باشد و مرز بندی نداشته باشد زیرا در حالتی که مانند احزاب مرزبندی داشته باشد آسیب های بیشتری متوجه این نهاد خواهد شد. هر چه نوع عملکرد و رویکرد این ساختار منطبق با نیازهای جوامع مختلف باشد موفق تر و موثر تر خواهد بود ... »
«... تشکیل بسیج در نظام جمهوری اسلامی ایران یقینا از برکات و الطاف خداوند تعالی بود که بر ملت ایرانی ارزانی شد. بسیج یک نهاد انقلابی است که از توده مردم و آحاد جامعه تشکیل و بوجود می آید. برخی از جامعه شناسان معتقدند بسیج برای انقلاب بوجود می آید یعنی توده مردم بسیج می شوند تا انقلابی را به نتیجه برسانند به همین دلیل حرکت توده های مردم برای برپایی نظام حکومتی جدید را بسیج می گویند. بسیج پیش از آنکه یک تشکل باشد، تفکر است و خدمات صادقانه، بی منت و داوطلبانه با اعتقاد به مبانی اندیشه ناب دینی از ویژگی های تفکر بسیجی است. عظمت اهداف انقلاب و گستردگی توطئه های دشمنان ایجاب می کند که برای حفظ و صیانت از انقلاب اسلامی و ارزشها و مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان، نیروی مقاومت بسیج با پرسنل فداکار و ایثارگر در مقابل همه تهدیدات بایستند تا دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران حفظ و حراست شود.»( کیوان محمدی / مقاله بسیج در نگاه آماری / نشریه راه مردم)

منابع

- سردار عصمتی، محمد حسین، آشنایی با بسیج(ویژه دوره آموزش عمومی مقدماتی بسیج)، تهران، نیروی مقاومت بسیج، معاونت آموزش، پائیز 1373.
- مقاله "بررسی عملکرد نیروی مقاومت بسیج در رابطه با جوانان"، تهیه و تنظیم: محمد مهدی حکیمی، مرکز تحقیات دانشگاه امام صادق(علیه السلام)، انتشارات سازمان ملی جوانان، پائیز 1387.
- نشریه ابرار، مورخ 5 / 9 / 84 ، سخنرانی رئیس قوه قضائیه، با موضوع اگر بسیج به سمت نظامی شدن برود، ناکارآمد می شود.
- نشریه راه مردم، مورخ 24 / 6 / 1383، نوشته کیوان محمدی، مقاله بسیج در نگاه آماری.

مولف:محمد مهدی حکیمی

منبع :  معروف یاران

 

...



آفات انقلاب از دیدگاه شهید مطهری

 به گفته شهید مطهری آفتهائی که انقلابها و نهضتهای اسلامی را همواره تهدید می‌کنند،‌عبارتند از:
1ـ ‌نفوذ اندیشه‌های بیگانه برای مخدوش ساختن چهره انقلاب که ممکن است از طریق دشمنان و یا دوستان ناآگاه، صورت گیرد. این نفوذ خطری است که کیان انقلاب و اسلام را تهدید می‌کند.
2ـ‌ تجدد‌گرائی افراطی که عبارت‌است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نیست و پیراستن آن از آنچه از اسلام است با هدف رنگ زمان زدن و به روز کردن. این آفت بزرگی است که انقلاب را تهدید می‌کند.
3ـ ناتمام گذاشتن انقلاب به معنای بی‌توجهی به ضرورت پی‌گیری اهداف اولیه انقلاب اسلامی. به قول شهید مطهری در هر نهضت، مرحله سازندگی و اثبات به مراتب از مرحله پیش از آن که مرحله نفی و انکار است، دشوارتر می‌باشد.
4ـ رخنه فرصت طلبان. هر انقلاب مادام که مراحل دشوار اولیه خود را طی می‌کند، سنگینی بارش بردوش افراد مؤمن و مخلص قرار دارد ولی همین که به بار نشست سرو کله افراد فرصت‌طلب برای چیدن ثمره‌های آن پیدا می‌شود. میدان دادن به این گونه افراد،‌خطری است که دوام انقلاب را مورد تهدید قرار می‌دهد.
5ـ تغییر دیدگاه که به معنی از دست دادن عدالت و اخلاص در مرحله تقسیم غنائم ودستاوردهای انقلاب است. تغییر دیدگاه به معنی امتناع عمدی درتحقق هدفهائی است که وعده آن در آغاز انقلاب به مردم داده شده بود.
اگر چه شهید مطهری کتاب «نهضتهای اسلامی در صد ساله اخیر» را سالها قبل از شکل‌گیری انقلاب اسلامی به رشته تحریر درآورده ولی دیدگاه وی راجع به آ‌فات انقلاب، هم اکنون نیز  مصداق دارد. یعنی الآن نیز پدیده‌هائی چون نفوذ اندیشه‌های بیگانه، تجدد‌گرائی افراطی، ناتمام گذاردن انقلاب، رخنه فرصت‌طلبان و تغییر دیدگاه متولیان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نسبت به انتظارات معقول و منطقی مردم، آفاتی هستند که می‌تواند نهضت و نظام را از درون تهدید نماید.

...



پیشوای من!

1- یا علی! هر کس تو را در دین پیشوا قرار دهد، رستگار خواهد شد.
2- یا علی! تو همانی که در طول مدت حکومتت، برای خویش آجری روی آجر نگذاشتی، زمینی را نگرفتی و درهمی و دیناری از خود بر جا نگذاردی.
3- یا علی! تو آنی که به دست شقی ترین انسان، در محراب عبادت به شهادت رسیدی.
4- یا علی! علی رغم آن که معاویه نقل فضایلت را ممنوع کرد و فرمان داد که آغاز و خاتمه هر سخنرانی، و پایان هر نماز، با لعن تو انجام گیرد، چون خبر شهادتت به او رسید، گفت:
«فقه و دانش با مرگ علی بن ابی طالب برچیده شد.» تو چون آفتاب درخشانی که با کف دست، نمی توان آن را پنهان داشت.
5- یا علی! علی رغم آن که به فرمان حکومت، به دروغ، فضایلت را برای دیگران به ثبت رساندند و اخبار نادرست درباره ات، منتشر نمودند، تو مانند مشک هستی که هر قدر پوشیده ات دارند، عطرت آشکار می شود.
6- یا علی! با آن که کار را به آن جا رساندند، که چون خطیبی در نماز جمعه، از لعن تو غافل شد، در راه ایستاده، هزار مرتبه تو را لعنت نمود، و سپس در آن مکان مسجد لعن، بنا نمودند. تو چون روشنایی روزی که اگر چشمی از دیدن آن بازماند، چشم های بسیاری آن را می بیند.
7- یا علی! با آن که فضایل تو را دشمنانت از راه کینه جویی و حسد انکار کردند، و دوستانت از سر ترس و بیم پنهان داشتند، باز از این میان آنقدر فضیلت های تو انتشار یافت که همه جا را فرا گرفت، چرا که شخصیت تو مرتفع تر از مدار ستارگان است و این از خصایص نور است که پاک و منزه باقی می ماند و گردو غبار نمی تواند آن را لکه دار و آلوده نماید.
8- یا علی! ما می دانیم که ناگزیر برای به اهتزاز درآوردن پرچم دین و دادگری بر فراز آبادی های جهان، فرزند تو مهدی(عج) خواهد آمد و ما در آرزوی آن روزیم که حکومت عدل مطلق در جهان استقرار یابد، و دنیا دست هایش را از چاشنی های معطر سفره تو، پر نماید.

  روزنامه کیهان - شماره 19407
 

...



پیشاپیش ولادت مولی الموحدین امام علی (ع) و روز پدر گرامی باد.

 

بنا بوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل (1) بطرز عجیب و بیسابقه‏اى در درون کعبه یعنى خانه خدا بوقوع پیوست.

اى آنکه حریم کعبه کاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر یکدانه تست‏ 
گر مولد تو بکعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (٢)

ای علی، ای آیت جان، آمدی

آمدی، ای جان جانان، آمدی

ذات حق را جلوه گر چون آفتاب

دل فروز، از مشرق جان آمدی

کعبه از نور جمالت روشن است

کز حریم لطف یزدان آمدی

ای ز تو، آیین احمد در کمال

ای دلیل راه انسان، آمدی

...
ادامه مطلب



عید سعید غدیر خم بر شیعیان جهان گرامی باد

داستان غدیر خم

سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.

نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله  نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.

 رسول گرامی می فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارتر نیستم و همگان یک صدا جواب می دهند که چرا چنین است. آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می گذارم یکی ثقل اکبر  که کتاب خداست و دیگری ثقل اصغر که اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد که همگان او را در کنار رسول خدا دیدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. ای مردم هر کس که من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود که دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت که:‌ «امروز دینتان را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

یا علی.

...



شناخت بسیجیان از زبان مقام معظم رهبری

بسیجی کیست؟

 *بسیجی کسی است که برای ارزشهای اسلام اهمیت قائل است. معتقد به خداست. خاضع و خاشع در مقابل پروردگار عالمیان است. در دل مشتاق صلاح است.

 می‌خواهد صالح باشد. می‌خواهد پاک باشد، می‌خواهد از رذایل اخلاقی دور باشد. می خواهد که روز به روز به فرمان خدا زندگی کند. او این را سعادت می‌داند. سعادت را در شهوات زندگی نمی‌داند. سعادت را در این نمی‌داند که لباسهای رنگارنگ بپوشد.

بسیجی بلند همت است. خواسته‌های او بزرگ است. خواستة او اعتلای کشور است خواسته او نجات آحاد بشر است. خواسته او این است که در جامعه فساد نباشد، فقر نباشد تبعیض نباشد، بی‌عدالتی نباشد. خواسته او این است که دشمن بر او مسلط نباشد. از این که زیر پرچم آمریکا و یک قدرت دیگر زندگی‌کند و مثل حیوانات بچرد بیزار است. برای او فرق می‌کند که بر کشور او چه کسی فرمان براند. یک انسان فاسد, یک فاسق و فاجر یک فرد بیگانه، یا بندگان صالح خدا، این برایش تفاوت می‌کند…

بسیج یک احساس نیست، یک حرکت صرفاً‌ از روی احساسات سطحی نیست. یک حرکت بی‌ریشه نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق اسلامی و منطبق بر نیازهای امروز دنیای اسلام … است.

بسیج یکی از برکات انقلاب و از پدیده‌های بسیار شگفت‌‌آور و مخصوص این انقلاب است. این هم یکی از آن چیزهایی است که امام بزرگوار ما با دید الهی خود با حکمتی که خدای متعال به او ارزانی کرده بود برای کشور و ملت و انقلاب ما به یادگار گذاشت.

اگر بخواهیم بسیج را در یک تعریف کوتاه معرفی کنیم باید بگوییم: بسیج عبارت است از مجموعه ای که در آن پاکترین انسانها وفداکارترین و آماده ترین جوانان کشور در راه اهداف عالی این ملت و برای به کمال رساندن و به خوشبختی رساندن این کشور جمع شده‌اند. بسیج عبارت است از تشکیلاتی که در آن، افراد متفرق و تنها به یک مجموعة عظیم و منسجم به یک مجموعه آگاه، متعهد، بصیر و بینای به مسایل کشور و به نیاز ملت تبدیل می‌شوند. مجموعه‌ای که دشمن را بیمناک و دوستان را امیدوار و خاطر جمع می‌کند معنای بسیج این است.

بسیج در واقع مظهر عشق و ایمان و آگاهی و مجاهدت و آمادگی کامل برای سربلند کردن کشور و ملت است. شما که در بسیج هستید به عنوان نیروهای مؤمن و آگاه، قدر این خصوصیت را بدانید، امروز سازماندهی بسیج در سراسر کشور در حدود پنج میلیون است. اما این سازماندهی، یقیناً از این گسترده‌تر خواهد شد و با یک دید وسیع که نگاه کنیم، همة انسانهایی که این خصوصیات را دارند و در واقع جزء بسیجند. در حقیقت همة انسا‌نهای مؤمن آگاه بصیر، عاشق، متعهد، علاقه‌مند و آماده کار، در هر میدانی از میدانها هستند که برای ملت مفید است، جزو بسیجند. لذا بسیج یک نام مقدس است.

من به شما عزیزانم عرض کنم که یکی از برجسته‌ترین خصوصیاتی که ما برای فرد بسیجی قایل هستیم عبارت از صفا و خلوص، اخلاص و معنویت بسیجی ارتباط با خدا در بسیجی، یک خصوصیت عمده است.

برگرفته از سایت www.basij.ir

...



بسیج و ولایت

پیشینه تشکیل بسیج
سـابـقـه تـشـکـیل بسیج مردمى در اسلام به تشکیل اوّلین حکومت اسلامى توسّط پیامبر(ص ) درمدینه بازمى گردد.

پـیـامـبر(ص )، ارتش خاصّى که کارش فقط نظامى گرى باشد، نداشت ، بلکه تنها نیروهاىدفـاعـى و رزمـى در غـزوات و سـریـّه هـا، نـیـروهـاى بـسـیـج مـردمـى بـودنـد کـه هر کدام داراى شـغـل خـاصّ خـود (کـشـاورز، بـاغـبـان ، کـاسـب و...) بـودنـد و در هـنـگـام هـجوم دشمن به فرمان پیامبر(ص ) بسیج مى شدند و به جبهه هاى نبرد مى شتافتند.

به تعبیر حضرت امام (س )؛
(قـضـیـه بـسـیـج ، هـمان مسئله اى است که در صدر اسلام بوده است ؛ وقتى جنگ مى شد طوایف مـخـتـلف مـى آمـدنـد و بـه جنگ مى رفتند و این مسئله جدیدى نیست و در اسلام سابقه داشته است...).
پـس از پـیـروزى انقلاب اسلامى ، حضرت امام خمینى (س ) معمار و بنیانگذار جمهورى اسلامى ،بـراى حـفـظ نـظـام از دسـیـسـه هاى دشمنان داخلى و خارجى طىّ پیامى در 5 آذر 1358 اقدام به تشکیل بسیج نمود.

حضرت آیت ا... خامنه اى درباره اهمّیّت تشکیل بسیج فرمودند:
(تـشـکـیـل بـسـیـج مـسـتضعفان به فرمان امام بزرگوار که به قصد حفظ دستاوردهاى عزیز و ارجـمـنـد انـقلاب اسلامى صورت گرفت ، یکى از ویژگى هاى انقلاب ماست . انقلابى که تنهابـا اتـّکـا بـه تـعـالیـم رهایى بخش ‍ اسلام و بدون تکیه بر هیچ قدرت خارجى شروع و به پیروزى رسید.
بـسـیـج پـایـدار و مـانـدنـى است و براى آن که ایران اسلامى بتواند بار سنگین هدایت الهى و سـعـادت انـسـان هـا را بـه سرمنزل مقصود برساند، بسیج باید روز به روز توسعه یابد و روحیه و معرفت بسیجى فراگیر شود.)

جایگاه بسیج در نظام اسلامى
نـیـروهـاى جـان بـر کـف بـسـیـجى که سلاح بصیرت و آگاهى را با سلاح رزم تواءمان دارند،(حـَمـَلُوا بَصائِرَهُمْ عَلى اَسْیافِهِمْ)(  جایگاه بسیار بلند و مقامى بس ارزشمند را در جامعه اسلامى دارا هستند و جمهورى اسلامى در هیچ زمانى از وجود آنها بى نیاز نبوده و هیچ فـرمـانـرواى عادل و کاردان ، بدون آن ها در انجام وظایف و دستیابى به اهداف مقدّس خود موفّق نـیـست ؛ زیرا تا ابر قدرت هاى استکبارى و دشمنان اسلام در جهان وجود دارند، براى مقابله باآن هـا و حـفـظ مـوقـعـیـّت و قـدرت جـمهورى اسلامى وجود نیروهاى بسیجى با انسجام ، آمادگى وتقویت کامل ضرورت دارد.

حضرت امام خمینى (س )، در تبیین جایگاه بسیج و وصف بسیجیان ، کلمات نغزى فرموده است که درمورد هیچ سازمان و نهاد دیگرى سابقه ندارد:
(تـشـکیل بسیج در نظام جمهورى اسلامى یقیناً از برکات و الطاف جلیّه خداوند تعالى بود کهبـر مـلّت عـزیـز و انـقـلاب اسـلامـى ارزانـى شد. در حوادث گوناگون پس از پیروزى انقلاب خـصـوصـاً جنگ ، بودن نهادها و گروه هاى فراوانى که با ایثار و خلوص و فداکارى و شهادت طـلبـى ، کـشـور و انـقـلاب را بـیـمـه کـردنـد، ولى حـقـیـقـتـاً اگـر بـخـواهـیـم مـصـداق کـامـل از ایـثـار و خـلوص و فـداکـارى و عـشـق بـه ذات مـقدّس حق و اسلام را ارائه دهیم ، چه کسىسزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود. بسیج ، شجره طیّبه و درخت تناور و پُرثمرى است کـه شـکـوفـه هـاى آن بـوى بـهـار وصـل و طـراوت یـقـیـنـى حـدیـث عـشق مى دهد... بسیج ، میقات پابرهنگان و معراج پاک اندیشه اسلامى است ، که تربیت یافتگان آن ، نام و نشان در گمنامىو بـى نـشانى گرفته اند... من همواره به خلوص و صفاى بسیجیان غبطه مى خورم و از خدا مىخـواهـم تا با بسیجیانم محشور گرداند؛ چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجى ام).
بـدیـهـى اسـت مسوولان نـظـام اسـلامـى ، از چـنـیـن ذخـایـر ارزشـمـنـدى نـبـایـد غـافـل شـونـد و حـق آن اسـت که قدرشناس چنین سرمایه هایى باشند و در اداره امور کشور بهره گیرند. حضرت امام (س ) در این زمینه مى گوید:
(من دست یکایک شما پیشگامان رهایى را مى بوسم و مى دانم که اگر مسؤ ولین نظام اسلامى ازشـمـا غـافـل شوند به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت و شما باید بدانیدکه کارتان به پایان نرسیده است و انقلاب اسلامى در جهان ، نیازمند فداکارى هاى شماست .)
باید تامّل نمود که بسیجى چه خصوصیّاتى دارد که آن صفات سبب شده تا حضرت امام (س )که فقیهى بزرگ ، فیلسوف و مفسّرى توانمند و سیاستمدارى دوراندیش و بالاخره شخصیتی نـظـیـر بـعـد از مـعـصومین (ع ) بود، افتخار کند خود یک بسیجى است . برخى از آن صفات عـبـارت اسـت از: تـوکـّل ، صـبـر، دعا، خلوص ، راءفت و مهربانى ، انجام وظیفه بدون توقّع ،اخوّت و اتّحاد، حفظ بیت المال ، فداکارى ، شهادت طلبى ، ساده زیستى و هوشیارى .
از ایـن رو، بـسـیـجـیـان عـزیـز لازم اسـت در حـفـظ این صفات در خود و حراست از قداست و فرهنگ بسیجى کوشا باشند.

رابطه ولایت و بسیج
ولایت و رهبرى همواره در تشکیل و تقویت بسیج نقش اساسى داشته و بسیج در اطاعت مخلصانه ازرهبرى و دفاع از حریم ولایت سرآمد دیگران بوده است .
حـمـایـت و پـیـروى آگاهانه از رهبرى ، مهم ترین راه حفظ ارزش هایى است که با نثار خون هاى بسیار در طول تاریخ به دست آمده ؛ زیرا رهبر در صدر و محوریّت مسؤ ولان نظام ، نظاره گرو هـدایـت گـر تـصـمـیـم گـیـرى هـا و حـرکت هاى فرهنگى ، سیاسى و اقتصادى آنان و آگاه به توطئه هاى دشمنان مى باشد و به کار بستن رهنمودهاى او ضامن تداوم این ارزش هاست .
بـسـیجیان عزیز، در حمایت از رهبرى و ولایت باید به الگوى بسیجیان عالم حضرت على (ع )،اقتدا نمایند. آن حضرت همه وجودش را وقف اسلام نمود و آنچه رهبر و پیامبرش مى فرمود، انجام مـى داد. براى حفظ اسلام جانفشانى هاى غیر قابل وصفى از خود نشان داد. ولىّ امر مسلمین در اینزمینه مى فرماید:
(بـهـتـرین الگوى بسیجیان در همه عالَم ، حضرت على (ع ) است . امیرالمؤ منین على (ع )، انسان پاک باخته اى در راه خدا بود که همه همّت و تلاشش اسلام بود و من از بسیجیان این کشور علوىو فـاطـمـى مـى خـواهم که على (ع ) را الگوى خود قرار دهند... بسیجى یعنى على (ع ) که تمام وجـودش وقـف اسـلام بـود و آنچه رهبر و پیامبرش مى خواست و خدا را خشنود مى ساخت ، انجام مىداد.)
از دیـگـر بـسـیـجیان نمونه عالَم که در راه دفاع از ولایت تمام هستى خود را تقدیم کرد، زهراى اطـهـر(س ) را مـى تـوان نـام بـرد. پـس از رحـلت پـیـامـبـر(ص )، تـوطـئه (سـقـیـفـه )شکل گرفت و فاجعه آمیزترین پیامد آن ، انحراف در رهبرى و انزواى پیشواى بر حق ، على (ع) و خانه نشین شدن وى بود.
متاسّفانه توده مسلمانان با آن که جریان غدیر و جانشینى على (ع ) پس از پیامبر(ص ) را مىدانـسـتـنـد، در ایـن قـضیه یا جانبدارى از ارباب زر و زور و تزویر کردند و جذب جریان حاکم گشتند یا مذبذب و بدون اتخاذ خط و مشى سیاسى و فکرى شخصى همپاى امواج حرکت کردند و ولایت را تنها گذاشتند.

فـاطـمـه (س ) بـه عـنـوان آگـاه تـرین فرد نسبت به نقطه نظرات پیامبر(ص ) پیرامون آینده اسلام ، مطلع ترین بانو نسبت به اوضاع و شرایط سیاسى فرهنگى جامعه خویش ، متعهدترین و اسـتـوارتـریـن عنصر امّت در دفاع و جانبدارى از امام زمان خود، شایسته ترین و مناسب ترین فردى بود که مى باید در آن شرایط به دفاع از حریم ولایت بپردازد، چه آنکه وى هم از عمق جـریـان انـحـرافـى سـقیفه مطلع بود و هم بیشتر از همه کس از نقش ‍ ولایت در نگهبانى از دین ومیراث گرانقدر نبوت ، آگاهى داشت .
آن حـضـرت ، بـراى دفـاع از حـریـم ولایـت و آگـاهى بخشى به افکار عمومى مردم ، شیوه هاىمـخـتـلفـى را اتـخـاذ نـمـود کـه تـرسـیـم چهره زشت توطئه سقیفه ، معرّفى امیر مؤ منان و بیان ویژگى هاى رهبرى آن حضرت ، سرزنش آگاهان بى تفاوت ـ با ایراد خطبه معروفش در مسجد مدینه ـ ، یارى خواهى از انصار، روگردانى از حکومت مداران غاصب به هنگام عیادت وى و وصیّت به دفن شبانه از جمله آنهاست .
یـورش بـه خـانـه امامت و آتش زدن آن ، شهادت محسن (ع ) در این حادثه ، شکستن پهلوى حضرت فـاطمه (س )، کبود شدن بازو و سیلى خوردن از غاصبان زورگو، تصرّف غاصبانه فدک و...مـصـیـبت هایى بود که به جُرم دفاع از حریم ولایت ، ظرف مدّت سه ماه یا کمتر بر روح و جسم زهراى اطهر(س ) وارد شد که سرانجام بر اثر همین صدمات به شهادت رسید.
از آنـچـه ذکـر شد، درس ها و عبرت هاى زیادى مى توان گرفت ؛ از این رو، خواهران و برادران عـزیـز بسیجى باید با اقتدا به زهراى اطهر(س ) در دفاع از حریم ولایت فقیه که همان ولایت خـداسـت ، از هـیـچ کـوشـش و تـلاشـى دریـغ نـورزنـد، هـمـان گـونـه کـه رزمـنـدگان عزیز درسـال هـاى دفـاع مـقـدّس بـا اطـاعت از ولىّ امر خود، همه هستى شان را در کف اخلاص گذاشتند. درعصر حاضر نیز که دشمن به اقتدار و عظمت حاکمیت ولایت فقیه پى برده و با شیوه هاى مختلف درصـدد تـضـعـیـف آن بـرآمده است ، بر بسیجیان عزیز واجب است با اطاعت از فرامین رهبرى و باشـیـوه هاى مستدل و منطقى از حریم ولایت ، دفاع نمایند و با تقویت بینش سیاسى و آگاهى هاىعـلمـى و عـقـیدتى خود، در عرصه هاى مختلف فرهنگى ، سیاسى ، اجتماعى و سازندگى کشور،حـضـور فـعـّال داشـتـه بـاشـنـد و نـگـذارنـد بـى تفاوت هاى بى درد، پُست هاى حسّاس علمى ،فـرهـنـگـى و سـیـاسـى را اشـغـال کـنـنـد و جـریـان سـقـیـفـه هـا و بـه دنبال آن کربلاها و... تکرار شود.
در حال حاضر، رسالت اصلى بسیج دفاع از ارزش هاى الهى ، دفاع از نظام اسلامى ، آمادگی های لازم رزمـى و دفـاعـى بـراى ایـسـتـادگـى در مـقـابل حمله احتمالى دشمن و حضور در صحنه سازندگى کشور است ؛ چنان که حضرت آیت ا... خامنه اى فرمود:
(امـروز بـسـیـج عـنـاصـر مـؤ مـن و فـداکـار، عـلاوه بـر دفـاع مـسلّحانه از کشور و انقلاب بایدسـازنـدگـى کـشـور را نـیـز هـدف خـود قـرار دهـد... دولت بـه شـکـل بـسـیـجـى عـمـل کـرده و نیروهاى کارآمد بسیجى را به حضور در میدان سازندگى تشویق کند.)

 

...



ویژگی‌های بسیج در مکتب اسلام

تقوا

تقوا در لغت به معنای خود نگهداری و پرهیز است و در اصطلاح دینی به معنای خویشتن‌داری از چیزی است که زیان آخرتی دارد. و به عبارت دیگر تقوا یعنی پرهیز از گناه و انجام واجب است. از امام صادق (ع) سوال شده که تقوا چیست؟ حضرت فرمودند: تقوا آن است که خداوند تو را در جایی که امر کرده ا ست غایب نبیند و در جایی که نهی کرده مشاهده نکند.

تقوا اصلی‌ترین ویژگی هر مسلمان است که خداوند و اولیای دینی به رعایت آن دستور داده‌اند خداوند در قرآن فرموده است:

«واتقواالله واعلمو ان الله  مع‌المتقین»  پرهیزکار باشید و بدانید خداوند با پرهیزکاران است.

عشق به خداوند

 عشق عبارت از محبت شدید است و محبت در لغت به معنای رغبت و تمایل به چیزی لذت‌بخش است. معنای اصطلاح محبت عبارت از حلقه‌ای است که شما را به شئی دیگر متصل می‌کند بنابراین محبت و دوستی یک حقیقت درونی است که ظرف آن قلب انسان است و از مقوله لفظ نمی‌باشد. خانگاه عشق و محبت یکی از سه مورد عقل، فطرت و شهوت می‌باشد محبتی که برخاسته از عقل است محبتی ارزشی و بدور از وسواس شیطانی و هیجان‌های شهوانی است و بهترین نوع محبت است که نمونه آن محبت خداوند، اولیاء خدا و ارزش‌های الهی است. و محبت خداوند حلقه‌ای است ضروری، ذاتی، حقیقی، ارزشی، معقول، مطلق و دارای پاداش که انسان یا هر موجودی دیگر را به خدای متعال متصل می‌کند. بنابراین محبت خداوند یک محبت عامل است و دیگر محبتها ناقص ست. تنها تفاوت محبت و عشق در این است که عشق حلقه‌ای شدید است به خداوند. بنابراین بیشترین محبت و عشق بندگان باید به خداوند اختصاص یابد. و این عشق یک عشق یک طرفه نیست. بلکه خداوند هم عاشق بنده‌اش می‌گردد در این صورت عبد و معبود، عاشق و معشوق یکدیگر می‌شوند و این بالاترین افتخاری است که نصیب بنده عاشق خدا می‌گردد.

رضا به قضای الهی

ویژگی دیگر بسیجی رضا به مقدرات الهی و خواسته خداوند تعالی است و هر چه برای او مقرر کند خیر اوست. بسیجی کسی است که از سختی و راحتی‌هایی که به او می‌رسد بطور سبکبال استقبال می‌کند و به این صورت به مقام بلند رضا بار می‌یابد. بسیجی با رسیدن به مقام رضا آرامش می‌یابد و حالت اعتراض از روحش رخت برمی‌بندد و کسی که بر خداوند معترض و از او  ناراضی نباشد از طمأنینه و آرامش خاص برخوردار است، از آینده دلهره‌ای ندارد و بر سختی‌ های گذشته اظهار ناراحتی نمی‌کند.

 تسلیم

بسیجی مؤمن واقعی است که در برابر احکام الهی تسلیم است و به دستورات الهی عمل می‌کند او هرگز علم مخالفت با خداوند را بلند نمی کند و هیچگاه علم سبز تسلیم را بر زمین نمی‌نهد و آنچه از طرف خداوند آمده و بر پیامبرش نازل شده و امامان بزرگوار بیان کردند و فقها که وارثان انبیاء و امامان در روی زمین هستند ایمان دارند و آنها را با طیب خاطر می‌پذیرند و این پذیرش بدون چون و چراست. و تمام اسلام را به تمام اسلام می‌پذیرند. نه آنچه که به نفع‌اش باشد چنین کسی نقطه مقابل کسانی است که عدم تسلیم خود را در برابر احکام اسلام را با توجیهات پوچ و بهانه‌های شیطانی پوشش می‌دهند.

بندگی

بسیجی بنده واقعی خداست، او این بندگی را می‌شناسد و به آن پایبند است چرا که ارزش خود را در آن می‌بیند و فلسفه خلقت را در آن مشاهده می‌کند چه اینکه خداوند می‌فرماید:

ما خلقت الجن و لانس الا لیعبدون. من جن و انس را نیافریدم مگر این که مرا پرستش کنند. زیرا بسیجی زندگی را بدون بندگی پوچ و هیچ می‌داند و این بندگی خداست که به آدمی هویت انسانی می‌بخشد و به درجات کمال می‌رساند بسیجی معبود و عابد و عبادت را شناخته و عبادت او از شیرین‌ترین و لذت‌بخش ترین عشق بازی او با حضرت حق است. بنابراین بسیجی عبادت آگاهانه و از روی اعتدال دارد و از روی محبت خدا را پرستش می‌کند.

اخلاص

  ویژگی بعدی بسیجی اخلاص است که اعمال او را فراگرفته است بسیجی عاشق خداست و به او می‌اندیشد و برای او حرکت می‌کند و برای میهن است که بسیج می‌شود لشکر مخلص خدا زیباترین و گرامی‌ترین حرکتها، حرکتهای بسیجی است که از روح بزرگ او سرچشمه می‌گیرد و باید این حرکتها رنگ خدا داشته باشند.

تواضع 

 تواضع ویژگی دیگر بسیجی است که با تواضع و فروتنی گردن کشی و قلدری و سبکسری را از ساخت خود دور می‌نماید سر به زیری را سیره خود قرار می‌دهد و با این تواضع به خدای خود تقرب می‌جوید.

عزت نفس

ویژگی دیگر اخلاق بسیجی عزت نفس است. بسیجی حاضر نیست خود را حقیر کرده و ذلیل دیگران گرداند او عزت خود را از حضرت حق دریافت کرده است زیرا عزت تنها از آن خداست. عزت بسیجی سبب اطاعت از خداوند، تقوا، توکل، فرو بردن خشم، صبر، عفو، حق‌گرایی و قطع طمع از برخورداری‌های مردم است.
ایثار

ایثار ویژگی دیگر بسیجی است. ایثار مقدم کردن دیگران بر خویش است و بسیجیان ما این خصلت را در درون جنگ و انقلاب به عینه با گذشتن از جان و مالشان ثابت کردند.

شجاعت

شجاعت صفتی است که بسیجی با آن قوام می‌گیرد و به وجود می‌آید صفت شجاعت با سخنان و رفتار شجاعان تجلی می‌یابد. حضور در میدان نبرد، سختی حق در برابر صاحبان زر و زور سیره شجاعان روزگار بوده است 

شهادت طلبی

شهادت در راه خدا بهترین مزدی است  که خداوند ممکن است به کسی ارزانی دهد. تاریخ بسیجی تاریخ سرخ لاله‌های گلگون است و یاد و نام بسیجی با مرکب سرخ در تاریخ نقش بسته است و همین ویژگی است که او را اسطوره شور و حماسه کرده است خداوند و فرشتگان به او افتخار می‌کنند. بسیجی شهادت را می‌شناسد و به آن عشق می‌ورزد.

زهد و سادگی

زهد عبارت از بی‌رغبتی به دنیاست به نحوی که اگر دنیا  از دست رفته افسوس آن را نخوردن و بر آن نالان نشدن (خلاصه یعنی به دنیا بیش از آخرت تکیه نشود) یکی از ویژگیهای دیگر بسیج زهدنیت به دنیا است و دنیا را اصل و هدف خود قرار نمی‌دهد و از آن هم غافل نیست بلکه نیت به دنیا وابسته نیست.

حق‌پذیری

حق‌پذیری ویژگی دیگر بسیجی است او کلام و عمل حق را از دیگران می‌پذیرد و هرگز بر اشتباه خود اصرار ندارد همان گونه که بیان شد او سخن حق را از دشمن‌ها می‌پذیرد زیرا بسیجی پیرو رسول الله (ص) است که فرمود حق را از هر کوچک و بزرگ بپذیر اگر چه او دشمن تو باشد و باطل را بر هر کوچک و بزرگ رد کن اگر چه او دوست تو باشد.

سرسختی با دشمنان

سرسختی در برابر دشمنان شناخته شده اسلام از جمله ویژگی‌های اخلاقی یک بسیجی است. معیار بسیجی اسلام است و هر کسی با اسلام سازش ندارد بسیجی با او سازش ندارد.

انس و مهربانی با دوستان

بسیجی کسی است که برای ارتباط با دیگران تلاش می‌کند و بر عطوفت و مهربانی کمک می‌کند و به نیازمندان یاری می‌دهد و با یکدیگر مهربان هستند و آن گونه که قرآن فرموده «رحماء بینهم» می‌باشند.

نشاط دینی

بسیجی فردی است که نشاط دینی دارد کردار و گفتار بسیجی بوی عطر دین می‌ دهد روحیه او روحیه مذهبی و معنوی است و از انضباط دینی برخوردار است. انجام اعمال دینی برای فرد بسیجی آسان و گوارا است و با نشاط با دستورات دینی روبرو می‌شود

 غیرت و حیا

غیرت، فتوت و مردانگی از ویژگی‌های بسیجی است. بسیجی نسبت به پاکی و طهارت اخلاقی خانواده و جامعه‌اش اهمیت زیادی می‌دهد و با کمال وجود با بی‌عفتی، بی‌حجابی، بی‌بندو باری در جامعه مخالفت می‌ورزد. بسیجی اهل تساهل و تسامح نیست بی عفتی و بی‌حجابی در جامعه را عین بی غیرتی و خلاف فتوت و مردانگی می‌داند زیرا خداوند غیور است و مردان غیور را دوست دارد.

 حلم و بردباری

بسیجی کسی است  که دارای حلم و (بردباری) و بزرگواری است و در تحصیل آن کوشا است زیرا می خواهد در جامعه تأثیرگذار باشد. بنابراین به دنبال تغییر و تحولات اخلاقی در خودش می‌باشد و تحولات اخلاقی و فرهنگی بدون حلم و بزرگواری میسر نمی‌شود.

 روحیه و فرهنگ بسیجی

بعد از بررسی‌ ویژگیهای بسیجی ما به این قدرت و عظمت پی‌ می‌بریم که چه چیزی در قلب پر تشویش دشمنان انسانیت از نیروهای بسیجی یک دلاور و شکست ناپذیر و یک فریادگر همیشه قهرمان تبدیل کرده و رعب نیروهای بسیجی را در قلب دشمن انداخته به حکم «والقیفا فی قلوبهم الرعب» آن رعبی که دشمن در دلش نسبت به بسیجی احساس می‌کرد کار خدا بود و علت آن بود که بسیجی‌ها مخلص بودند و آنها الهی شده بودند، راه خدا را می‌رفتند، رضای خدا را جستجو می‌کردند و برای اعتلای کلمه الله از همه چیز و حتی از جان شیرین خود گذشته‌اند و توانستند اسلام و انقلاب را حافظ باشند.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی می‌فرماید: «جوانان بسیجی بسیار از خود مایه گذاشتند تا  این شرارت عظیم تاریخی را خنثی کردند و اگر جمهوری اسلامی ایران به تنهایی در برابر شیاطین دنیا توانست با این صلابت از کشور خود دفاع کند این نقش نیروهای داوطلب است و بسیجیان عامل درجه اول و در نوک پیکان دفاع از میهن قرار دارند.»

این دیگر یک مقوله و معیار نظامی نیست، این خمیر مایه صیقل دلها و الهی شدن انسانهاست. این یک فرهنگ است. این الگوی زندگی هدف‌دار است. این فرهنگ انسان سازی است، این فرهنگ انسان زیستن است ما امروز همچنان به این فرهنگ نیاز داریم به همین دلیل بایستی همچنان برای تثبیت نظام ارزشی بسیج در این سرزمین تلاش کنیم.

و نکته آخر اینکه: بسیج و بسیجیان با تمام این اوصاف و ویژگیها افتخارش خدمت به اسلام است، افتخار بسیج خدمت به اسلام است افتخار بسیج خدمت به انسانیت است و این افتخار بزرگ برای انقلاب ما فقط با روحیه و فرهنگ بسیجی ما بدست آمده و حفظ آن فقط با حفظ میهن روحیه و فرهنگ میسر است بدین جهت است که رهبر معظم انقلاب می‌فرماید: فراگیر شدن فرهنگ بسیجی، انقلاب را بیمه خواهد کرد.

اگر این روحیه و فرهنگ بسیجی نبود آیا ما می توانستیم حوادث و بحران های عظیم بر سر راه انقلاب مثل جریان‌های اوایل انقلاب و جنگ تحمیلی را پشت سر بگذاریم چنان اقتداری بر ای ایران اسلامی، چنان عظمت و افتخاری برای انقلاب اسلامی تضمین نمائیم پس ما به چنین نیروی عظیمی و فرهنگ بالنده نیازمند هستیم تا انقلاب را در پیچ و خم حوادث به سلامت عبور دهیم. امروز بسیجی و نام آن حتی برای دنیای استکباری شناخته شده است چرا که عزت و عظمت ما در درون استقامت و نبرد جانانه نیروهای انقلاب را مدیون همین شجاعان سلحشور بوده‌ایم.

بنابراین ترویج این فرهنگ دفاع و حراست از این روحیه و فرهنگ بر عهده مسئولان  امر می‌باشد با حمایت کردن این نیروی مخلص بسیج به فرموده حضرت امام (ره) که فرمودند:

نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. این جمله امام (ره) خیلی پر معنا و با مسما است این جمله همچنان موضوعیت دارد.

مسئولان امر نباید هرگز بگذارند روحیه و فرهنگ بسیجی به فراموشی سپرده شود نباید بگذارند خود بسیجی‌ها به فراموشی سپرده شوند. این خود کفران نعمت و عملی نابخشودنی است نباید بگذارند کسانی برای به فراموشی سپردن روحیه بسیجی و نادیده گرفتن بسیجی‌ها وسواس شوند تا شامل فرمایش حضرت امام نشویم که فرمودند: اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.

 بسیجی خمینی

در جستجوی حقیقتی بودم تا باورش کنم، خواهان قلبی تا غمهایم را در آن پس‌انداز نمایم، جویای بازوئی تا بر آن تکیه زنم و بی‌دغدغه دشمن به روزهای خوب و روشن بیاندیشم.

منتظر کسی بودم تا با اکسیر مهربانی یاریم دهد. نیازمند بودم تا صدائی مرا به خودم  فرا خواند و به شریانم حیات و گرما بخشد، در انتظار کسی که مرا باور داشته باشد و رویاهایش را با من قسمت کند.

منتظر مردی از سلاله پاکان، مردی که در کنارش زندگی با ضرباهنگی موزون دروازه‌های شادمانی را بگشاید و به قلمرو نیک‌بختی رهنمون شود.

 جویای مردی که زیبائی حقیقت را نشانم  دهد و آرامش روح را نصیبم گرداند.

..... تو را یافتم! آن هنگام که  در قامت بلند ولایت بر ماذنه ایمان، صلای معنویت و آزادی سر دادی.

وقتی نگاهم به نگاهت گره خورد، باورت کردم و احساس یک همدلی با شکوه در من بیدار شد، گرمای حاصل از حرارت عشق سراسر وجودم را پر کرد، و به برکت این عشق روئین تن شدم و به کسوت بسیجی درآمدم.

اینک در سایه وجودت، تمامی احساس های خوب را  تجربه می‌کنم و توانائی غلبه بر تمامی ناملایمات را باور دارم.

سخنانت نشان از ابدیت داشت و سرچشمه کامیابی و بالندگی بود. در کنارت، خشم توفان و آرامش رنگین کمان را با هم دارم. تو همانی که در جستجویش بودم، پس بگذار برای همیشه مرا با عنوان «بسیجی خمینی» بشناسند.

...



بسیج چیست و بسیجی کیست؟

 *این پرسشی است که بارها به ذهن هر شهروندی خطور کرده و هرکس به تناوب آگاهی خود از این دو واژه، پاسخی برای آن دست و پا کرده است.

 یکی فکر می‌کند که بسیج محلی برای آموزش و سازماندهی افراد مسلح برای دفاع از امنیت کشور است، دیگری بسیج را کانونی برای برقراری نظم عمومی می‌شناسد، نفر سوم می اندیشد که بسیج، مرکز تقویت و تحکیم باورهای فرهنگی و اعتقادی و فضایل اخلاقی است، یکی هم گمان می کند از طریق بسیج می‌توان کالاهای اساسی و کمیاب را میان شهروندان توزیع کرد، آن یک به هنگام اجرای یک طرح گسترده و همگانی واکسیناسیون، یاد بسیج می‌افتد و بالاخره کسانی هم هستند که از دریچه این شعار به بسیج نگریسته‌اند: «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد» به زعم اینان هم لابد، بسیج، کانون خشونت و سرکوب بسیجی چیزی معادل توپ و تانک قلمداد می‌شود!‌ اما به راستی بسیج چیست و بسیجی کیست که تا این حد متنوع دربار‌ه‌اش قضاوت شده و می‌شود؟

نیروی مسلح، آیا نشانی درست و کاملی از بسیج است در این صورت، تفاوت آن با ارتش و سپاه چیست؟ یا اگر او را به عنوان حافظ نظم اجتماعی معرفی کنیم، پس نیروی انتظامی چه می‌شود؟ همین طور با وجود مراکز فرهنگی نظیر وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، حوزه‌ها و کانونهای دینی و فرهنگی دیگر، بسیج در این زمینه‌ها چه کاره است؟ با وجود وزارت بازرگانی و سازمانهای صنفی اقتصادی و غیره چه جایی برای بسیج اقتصادی است؟ وقتی امور بهداشتی و درمانی یاری رسانی و مددکاری اجتماعی متولیانی همچون وزارت بهداشت و درمان، بهزیستی، کمیته امداد دارد، دیگر چه نیازی به بسیج و بسیجیان است که پای در این میدانها نهند؟

به نظر می‌رسد هنوز به تعریف درستی درباره بسیج نرسیده‌ایم. شاید اشتباه اساسی این است که به بسیج از زاویه یک سازمان و تشیکلات نگاه شده و کسانی گمان کرده‌اند که بسیجی یعنی کارمند و کارگزار موظف و مواجب‌بگیر. با این دید، خیلی زود می‌توان نتیجه‌گیری کرد که با وجود سازمانهای مشخص در هر یک از آن زمینه‌ها، ضرورتی برای یک تشکیلات موازی وجود ندارد.

اما حقیقت بسی فراتر از آن چیزی است که در ذهن سطحی نگر و ساده انگار ما جلوه کرده است. بسیج یک مکتب فکری و چارچوب عملی برای زندگی اجتماعی و کارزار در این دنیای پرآشوب و فتنه است و بسیجی بودن یعنی آگاهی از رمز و راز این کارزار و آماده ساختن خود برای دست و پنجه نرم کردن با موانع و مشکلات و فراهم کردن شرایط زیستنی پاک و زیبا در دنیایی سرشار از مسئولیت و تعهد.

از این منظر، بسیج، قلعه مستحکمی است به گستره تمامی کشور که تمامی شهروندان و مدیر آن به فراخور حال، وظیفه‌ای در حفظ امنیت، رونق معیشت، تحکیم فرهنگ و فضیلت،آبادانی و رشد و شکوه و عظمت مادی و معنوی آن برعهده دارند. در این مکتب، انسانها با خالی کردن دل خود از هواها و اغراض شخصی، به خدا و منافع خلق خدا می‌اندیشند، اقتدار و امنیت جامعه را نه در سایه در یوزگی قدرتهای بیگانه، بلکه از رهگذر اتکا به توانایی های خویش جست و جو می‌کنند.

در جامعه بسیجی،‏ منافع باندی و حزبی راهبر و چراغ هدایت دست اندرکاران نیست، بلکه مسئولان برای خدمت بی‌ریا و خالص به بندگان خدا، با یکدیگر مسابقه می‌دهند.

در جامعه بسیجی، نه تنها از جنگ قدرت خبری نیست بلکه، افراد به دلیل اعتقاد به تصدی امور توسط شایسته‌ترینها، از زیر بار ریاست طفره می‌روند و دیگران را برخود مقدم می‌دارند.

در جامعه بسیجی، نه تنها از حیف و میل، دزدی و اختلاس و سوء استفاده از امکانات عمومی به نفع خود و خویشاوندان و نزدیکان خبری نیست، بلکه کارگزاران حکومتی مقیدند به هر نسبت که موقعیت و شغل بالاتری دارند، از امکانات و مواهب مادی کمتری برخوردار باشند نه اینکه چون مدیران بیش از دیگران زحمت می‌کشند، باید میزان برخورداریشان هم چندین و چند برابر زیردستان باشد. قناعت در چنین مکتبی، حرف اول را می‌زند بسیجیها مصداق همان کلام معصوم (ع) هستند که مؤمن در عین بهره‌رسانی بسیار به دیگران، هزینه‌اش بسی اندک است.

در جامعه بسیجی، رشوه، پارتی بازی، زد و بند و توطئه، تبعیض و حق کشی جایی ندارد همه می‌توانند امیدوار باشند که برای رسیدن به حقوق خویش، از یاری دیگر شهروندان برخوردارند و نیازی نیست که برای به چنگ آوردن حق خود، بر چهره این و آن پنجه بکشند.

در جامعه بسیجی، هر کس داناتر، دانشمندتر، با تقواتر، قوی‌تر و خوش‌ اخلاق‌تر باشد صلاحیت بیشتری برای تکیه زدن بر کرسی مسئولیت خواهد داشت و چاپلوسان و تملق گویان و عناصر ضعیف‌النفس را راهی به مناصب حکومتی نیست.

انقلاب، بسیج و بسیجی را این گونه تعریف کرد و امام با همین دید بود که آرزو می‌کرد، خداوند او را با بسیجیانش محشور کند.

کیهان ـ 5/9/80- بر گرفته از سایت www.basij.ir

...